خودآگاهی در رهبری؛ آمادگی برای لحظات پیش‌بینی‌نشده

خودآگاهی در رهبری؛ آمادگی برای لحظات پیش‌بینی‌نشده

خودآگاهی در رهبری؛ آمادگی لحظات پیش‌بینی‌نشده

تجربه برای رهبران فقط یک مزیت نیست، بلکه یک ضرورت است. بسیاری از مهم‌ترین درس‌های رهبری نه در کلاس درس، بلکه در دل موقعیت‌های واقعی و گاهی دشوار زندگی کاری آموخته می‌شوند. این نوع یادگیری که از دل تجربه و بازنگری در آن به دست می‌آید، نوعی «یادگیری پس از اتفاق» است؛ یادگیری‌ا که همراه با افزایش خودآگاهی شکل می‌گیرد.

برای رهبرانی که هنوز در ابتدای مسیر هستند، قرار گرفتن در موقعیت‌های پیچیده می‌تواند بسیار پراسترس باشد. آن‌ها معمولاً فرصت تمرین قبلی برای چنین شرایطی ندارند؛ به‌ویژه زمانی که پای مسئولیت‌های سنگین، فشار بالا و تعامل با انسان‌ها و احساساتشان در میان است. واقعیت این است که بسیاری از لحظه‌های مهم رهبری، از پیش قابل تمرین نیستند.

اینجاست که دو سؤال مهم مطرح می‌شود:
اول اینکه چه تجربه‌هایی بیشترین نقش را در شکل‌گیری رهبران خودآگاه و موفق دارند؟
و دوم اینکه چگونه می‌توان از یادگیری مبتنی بر گذشته، به آمادگی و یادگیری پیش‌دستانه برای آینده رسید؟

 

تجربه‌هایی که شما را رهبر می‌سازند

برای پاسخ به این پرسش‌ها، با ریچل سیتس، مدیر آموزش تجربی در مؤسسه Hult Ashridge Executive Education گفت‌وگو شده است. او سال‌هاست که رهبران مختلف را از طریق برنامه‌های شبیه‌سازی و آموزش‌های عمیق و تجربی همراهی می‌کند.

بر اساس تجربه‌های او، یکی از مهم‌ترین نتایج تجربه‌های اثرگذار، افزایش آگاهی فرد نسبت به خودش و اطرافیانش است. به گفته سیتس، یادگیری رهبری یعنی «شناخت بیشتر خود و کاهش نقاط کور«.

او می‌گوید:
رهبری یعنی اصیل بودن. وقتی با افراد مختلف کار می‌کنید، هرکدام نیاز متفاوتی از شما دارند. یک رهبر موفق کسی است که بتواند سبک خود را متناسب با افراد و شرایط تغییر دهد تا بهترین نتیجه را از تیم بگیرد.

وقتی رهبران در دل چالش‌های واقعی تیمی قرار می‌گیرند، فقط واکنش دیگران را نمی‌بینند؛ بلکه مهم‌تر از آن، با واکنش‌های خودشان آشنا می‌شوند. آن‌ها یاد می‌گیرند در فشار، تعارض و ابهام چگونه رفتار می‌کنند و چه تصمیم‌هایی می‌گیرند.

 

خودآگاهی از کجا شروع می‌شود؟

اما سؤال اصلی این است: چگونه می‌توان خودآگاهی را در رهبری تقویت کرد؟

پاسخ ساده اما مهم است: هر موقعیت باید به چشم یک فرصت یادگیری دیده شود. سیتس معتقد است رهبر خوب بودن، قبل از هر چیز به شناخت واقعی از خود برمی‌گردد. و این شناخت بدون دریافت بازخورد ممکن نیست.

نکته مهم اینجاست که بازخورد معمولاً به‌صورت خودجوش به سمت رهبران نمی‌آید. بسیاری از رهبران آن‌قدر درگیر کار هستند یا آن‌قدر قدرتمند به نظر می‌رسند که اطرافیان از ارائه بازخورد صادقانه به آن‌ها خودداری می‌کنند. به همین دلیل، این خود رهبر است که باید فرآیند بازخورد را فعالانه آغاز کند.

ایجاد فرهنگی که در آن بازخورد دادن و بازخورد گرفتن طبیعی و امن باشد، نقش مهمی در رشد رهبران و افزایش آگاهی آن‌ها دارد.

 

از یادگیری گذشته‌محور تا آمادگی برای آینده

بسیاری از مدیران در میانه مسیر شغلی خود با این حس مواجه می‌شوند که ای‌کاش برخی مهارت‌ها را سال‌ها زودتر یاد گرفته بودند. اما خبر خوب این است که می‌توان زودتر از وقوع چالش‌ها برای آن‌ها آماده شد.

یکی از بهترین راه‌ها برای این کار، شرکت در برنامه‌های آموزشی تجربی و غوطه‌ور است. این برنامه‌ها شرایطی شبیه دنیای واقعی ایجاد می‌کنند، اما بدون پیامدهای واقعی. در چنین فضاهایی، رهبران می‌توانند تصمیم بگیرند، اشتباه کنند، واکنش نشان دهند و مهم‌تر از همه، بازخورد بگیرند.

در شبیه‌سازی‌های رهبری، افراد با همان چالش‌هایی روبه‌رو می‌شوند که در محیط کار واقعی تجربه می‌کنند: گفت‌وگوهای سخت، مدیریت تعارض، تشخیص زمان پیش‌قدم شدن یا عقب‌نشینی. تفاوت اینجاست که این بار فرصتی برای فکر کردن، اصلاح و یادگیری وجود دارد.

این تجربه‌ها به‌تدریج عادت مهمی را در رهبران ایجاد می‌کند: استقبال از بازخورد و یادگیری مداوم.

 

خودآگاهی؛ کلید توانمندسازی تیم‌ها

خودآگاهی فقط به رشد فردی محدود نمی‌شود. بسیاری از موضوعات مهم سازمانی مانند تنوع، برابری و شمول، بدون سطح بالایی از آگاهی ممکن نیستند. تجربه‌های آموزشی عمیق، رهبران را وادار می‌کند با پرسش‌های جدی درباره رفتار، زبان و تصمیم‌های خود روبه‌رو شوند.

رهبر خودآگاه از خود می‌پرسد:
آیا در لحظه‌های حساس وارد عمل می‌شوم؟
آیا سکوت می‌کنم یا گفت‌وگو را به چالش می‌کشم؟
آیا می‌دانم رفتار و کلمات من چه تأثیری بر احساس امنیت و تعلق دیگران دارد؟

رهبرانی که جرئت طرح چنین سؤال‌هایی را دارند، بهتر می‌توانند صدای همه اعضای تیم را بشنوند و فضایی امن و مشارکتی ایجاد کنند.

 

سخن پایانی

چالش‌های رهبری هرگز متوقف نمی‌شوند، اما  خودآگاهی مهارتی است که می‌توان آن را آموخت و در هر شرایطی به کار گرفت. یادگیری تجربی به رهبران کمک می‌کند نقاط کور خود را بشناسند، از دیدگاه دیگران استفاده کنند و برای لحظه‌هایی که از قبل تمرینی برایشان وجود ندارد، آماده‌تر باشند.

خودآگاهی، همان مهارتی است که رهبران را برای مواجهه با لحظه‌های پیش‌بینی‌نشده، اما تعیین‌کننده، آماده می‌کند.

 

مقالات مرتبط
پاسخ دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.فیلد های الزامی علامت گذاری شده اند *